آمریکایی غیر مسلمان: حجاب تصمیم من است

111--635x230

 

 

من یک خانم آمریکایی غیرمسلمان هستم که حجاب اسلامی را انتخاب کرده‌ام. حجاب تا آخر عمر پوشش اصلی من خواهد بود و من قصد کرده‌ام هیچ‌وقت بدن و موهای خود را در مکان‌های عمومی به نمایش نگذارم و عاشق این کار هستم!

 

همیشه حجاب را دوست داشتم و به نظرم جلوه زیبایی داشت اما متاسفانه عموم مردم نظر جالبی به آن نداشتند و همیشه نمادی از سرکوب شدگی بود. وقتی وارد دانشگاه شدم، تعدادی زیادی از دوستان مسلمان و عربم در دانشگاه با حجاب اسلامی ظاهر می‌شدند. به نظر من آن‌ها بسیار جذاب و دوست داشتنی بودند اما در مکان‌های عمومی مورد اذیت و آزار قرار می‌گرفتند.

تصویر از حجاب آن‌قدر بد بود که حتی تعدادی از هم دانشگاهی‌های پسر به خود اجازه می‌دادند به هر نحوی که می‌پسندند راجع به هم کلاسی‌های دختر باحجاب خود صحبت کنند انگار که آن‌ها وجود خارجی نداشتند. قبل از این‌که وارد دانشگاه شوم، متوجه نگاه‌های بد مردها به خود بودم، من توجه نمی‌کردم و می‌گذشتم اما می‌دیدم که این حالت همچنان ادامه دارد.

دوستان مسلمانم در مقابل رفتار بد هم کلاسی‌های پسر می‌گفتند: “این‌ها پسر هستند و از پسرها توقع دیگری نمی‌رود، آن‌ها نمی‌توانند رفتار خود را کنترل کنند”. احساس بدی داشتم، با خود فکر کردم آیا مردها می‌توانند به هر نحوی که می‌خواهند با خانم‌ها رفتار کنند اما خانم‌ها حق برخورد با آن‌ها را ندارند؟ از وقتی که نامزد کردم همه چیز تغییر کرد.

نامزد من نیمه گمشده من است. ما در دبیرستان همدیگر را می‌شناختیم و او بارها به من پیشنهاد آشنایی داده بود، اما من درخواست او را رد می‌کردم. با این حال او با نهایت احترام با من برخورد می‌کرد و همین باعث شد تا در نهایت پیشنهادش را بپذیرم. روزی که از من خواستگاری کرد یکی از بهترین روزهای زندگی من است. روزی که من تصمیم گرفتم تا آخر عمر تنها به نیمه گمشده‌ام و نه کس دیگری وفادار باشم. در این روز فهمیدم دیگر هیچ‌کس حق ندارد به من مانند یک وسیله جنسی نگاه کند. وقتی کسی نگاه بدی به من داشت، احساس فوق‌العاده بدی داشتم اما نمی‌دانستم باید چکار کنم.

تا این‌که یک روز یکی از دوستان باحجابم را در دانشکده دیدم و دویدم تا به او سلام کنم. او هم به سوی من آمد درحالی که روسری به سر داشت و مانتو پوشیده بود، اما این بار بسیار با ابهت و قدرتمند به نظر می‌رسید.

با خودم فکر کردم، “خدای من، من هم دوست دارم این‌طور لباس بپوشم”. تحقیق در مورد حجاب را آغاز کردم و متوجه شدم چرا مسلمانان حجاب دارند، تعریف از حجاب چیست و نحوه پوشیدنش چگونه است. ویدیوهای مختلفی دراین‌باره در اینترنت دیدم و سایت‌های مختلف را در مورد حجاب و نحوه پوشیدن آن جستجو کردم و دیدم چقدر زنان با این ظاهر، شیک و جذاب به نظر می‌رسند. این‌جا بود که حجاب وارد قلب من شد و دیگر نتوانستم از آن دست بردارم و حتی رویایش را می‌دیدم!

حجاب ویژگی‌های زیادی دارد که من دوست دارم. من همیشه دوست داشتم بدنم را بپوشانم و دید عمومی در مورد ظاهرم مثبت باشد اما دوست داشتم که ظاهرم با باورهای درونی‌ام نیز هم‌سان باشند. به اعتقاد من زنان و مردان باید در جامعه برابر باشند و نحوه برخورد با آن‌ها نیز یکسان باشد.

در جامعه آمریکا، تنها با ظاهر قشنگ و لباس‌های متنوع می‌توان نظر مردم را به خود جلب کرد و این بسیار تحقیرآمیز است، اما من معتقدم زنان نباید آن‌قدر خود را درگیر ظاهر و جذابیت ظاهری کنند و حجاب آن‌ها را در این زمینه کمک می‌کند.

حجاب تنها به پوشش ظاهری بر نمی‌گردد. حجاب در مورد برخورد زن و مرد در جامعه است. برخورد آن‌ها باید طوری باشد که به هم احترام بگذارند و خوب رفتار کنند و همچنین مسئولیت رفتارهای خود را بپذیرند. این باعث ایجاد تساوی بین زن و مرد می‌شود.

1121-300x200

حجاب تصمیم من است

بعد از انجام این مطالعات تصمیم گرفتم باحجاب شوم اما یک مشکل وجود داشت. می‌ترسیدم اگر بدون اسلام آوردن حجاب بگذارم توهین آمیز تلقی شود و نمی‌توانستم در این مورد از دوستانم سؤالی بپرسم. بالاخره تصمیم گرفتم از یکی از دوستانم در این‌باره پرس و جو کنم. او پاسخ خیلی خوبی داد. به گفته او این فقط مسلمانان نیستند که حجاب دارند بسیاری از یهودی‌ها و مسیحی‌ها هم این‌طور هستند.

بعد از آن هرازگاهی حجاب می‌گذاشتم تا وقتی که عادت کردم و کاملا در حجاب احساس راحتی کردم و تصمیم گرفتم برای همیشه باحجاب شوم. مدتی بعد برای دوره کارآموزی به اردن رفتم، با خودم فکر کردم شاید مردم آن‌جا با افراد باحجاب برخورد خوبی نداشته باشند اما به محضی که از هواپیما پیاده شدم برعکسش را دیدم. وقتی به مردم گفتم که من یک آمریکایی غیر مسلمان هستم از حجاب من تعجب کردند و هیجان‌زده شدند.

به نظر مردم این حرکت من خیلی خوب و استثنایی بود و عده‌ای از آن‌ها تحت تأثیر قرارگرفته بودند. از همه جالب‌تر عکس‌العمل آقایی بود که از شدت هیجان و خوشحالی از جای خود پرید.

این‌ها همیشه از بهترین و به یادماندنی‌ترین خاطرات من خواهند بود و به من انرژی مثبت می‌دهند تا وقتی در آمریکا با برخورد و دید بد مواجه می‌شوم بهتر رفتار کنم.

هنوز مردهایی هستند که به من بی‌احترامی می‌کنند یا نگاه بدی دارند اما حداقل می‌دانم که آن‌ها نمی‌توانند آنچه به دنبالش می‌گردند را در من پیدا کنند و بییند و این احساس خیلی خوبی به من می‌دهد. حجاب به من آموخت که بدن من متعلق به خودم است و این را مدیون دوستان مسلمانم هستم.

منبع: رهیافتگان

/ 0 نظر / 27 بازدید